محمدتقى نورى
392
اشرف التواريخ ( فارسي )
شعر در انديشه گردنكشان يك به يك * كه فردا به كام كه گردد فلك دگر روز چون خسرو خاورى * برآمد بر اين « 1 » كاخ نيلوفرى هوا تيره بود و سحاب « 2 » اشكريز * قضا خنجر فتنه مىكرد تيز چون زنگى مسا از سطوت سپهسالار خسرو هفت اورنگ در زاويهء خمول مختفى و دلاوران صبا نطع پلنگ رنگ از پشت خنگ سپهر كشيدند ، امرا با صفوف آراسته و آيين شايستهء توكّل به لطف خدا و تكيه به نيروى اقبال خاقان كشورگشا و بخت فيروزمند شهزادهء مظفرلوا نموده ، عازم غوريان گشتند . در همان روز كه صبح يوم چهارشنبه بيست و ششم شهر ربيع الاولى « 3 » سنهء 1222 « 4 » بود ، جنود نكبت آمود « 5 » افغان از ديواربند محصّنهء غوريان به عزم نادر و بهادران ظفر پرورد و سواره سر راه را « 6 » بر پلنگان عرصهء پيكار تنگ گرفته با غرورى تمام مترصّد كارزار و متشمّر جنگ و پيكار بايستادند و دل بر مقاتله و مقابلهء « 7 » غازيان نصرتنشان نهادند . امراى عظام و دلاوران بهرام انتقام صفوف رزم را به قاعده و قانون سپهدارى آراسته و كتائب نصرتركائب را به وجود مردان كار منتظم و از دستبرد و « 8 » احتيال بدخواه اطراف و جوانب آن را « 9 » پيراسته متوكّلا على اللّه به استظهار قوّت بخت بلند و نيروى طالع ارجمند شهزادهء عدوبند جمله حمله بر آن گروه مكروه آورده ، نخست تفنگچيان آتشبار بر آن طايفهء غدّار از شرارهريزى گلولهء جانسوز صاعقهفشان و سلك انتظام « 10 » پيادگانشان را از شليك تفنگ منثلم و ويران و سواران جلادتنشان « 11 » ركابى و بهادران فيروزى قرين خراسانى فدايىوار بر آن گروه نابكار حملهآور شده ، با شمشيرهاى آخته تا قلب مخالف ( 159 الف ) تاختند و از ضراب بلارك هندى نسب و طعان رماح خطى محتد بنياد هستى
--> ( 1 ) . مج : به اين . ( 2 ) . ملك : صحاب . ( 3 ) . مج : ربيع الاولى . ( 4 ) . ملك : « سنه 1222 » ندارد . ( 5 ) . مج : نكبت نمود . ( 6 ) . ملك : « را » ندارد . ( 7 ) . مج : مقابله و مقاتله . ( 8 ) . مج : دستبرد احتيال . ( 9 ) . ملك : « آن را » ندارد . ( 10 ) . ملك : « انتظام » ندارد . ( 11 ) . مج : جلادت آيين .